![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| فروشگاه آبان فای فروشگاه انبار 88 فروشگاه دلبر فروشگاه یاسی طلا فروشگاه باران تک فروشگاه رضا فروشگاه آران فروشگاه ایرنا CN3 MyPayegan MyMarketCenter shadlife success hosseinmarket |
![]() |
اطلاعات تاريخي در باره خوجه نفس |
خوجهنفس، نام تاجر تركمنی است كه دراواخر قرن 17 و اوايل قرن 18 در مانقيشلاق زندگي می كرده است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، وي در اطلاعاتي كه از خود باقي گذاشته، معلوم كردهاست كه روستاي محل زندگي او در كنار چشمههاي بگلي و يملي در خليج قاراغان بوده و نام كدخدا هم سيدعالي سلطان بوده است. خوجهنفس با كاروانهاي تجاري و با قايقهاي بادباني، به خيوه و آستاراخان رفته و تجارت می نموده است. اما نام خوجهنفس در تاريخ، نه از بابت ايناست كه وي تاجر نامداري بوده است، بلكه نام او مساعي وي در توسعه تجاري، اقتصادي و سياسي روس، تركمن به اشتهار رسيده و تلاش وي براي گشايش راه تجارت روس به مغربزمين از طريق جريان دادن آب آمودريا، از مسير اوز بويون به درياي خزر و آبياري اراضي كشاورزي تركمن و بسط روابط تجاري از آبراه مذكور، موجب شهرت وي شده است. نام خوجهنفس در اسناد تاريخي، براي آخرين بار در سال 1718 در پرتوكولي برده ميشود كه سالتيكوف، فرماندار قازان طي آن از او پرسشهائي نموده است، پس از آن در سرنوشت او اطلاعات قابل اطميناني وجود ندارد.
بنابر روايت مردم، او از قازان به سلامتي بازگشته است، اما وي بسبب ترسي كه از شيرقاضي، خان خيوه داشته، از راه كنار درياي خزر به سوي جنوب رهسپار شده و به جمع تركمنهاي ايران ميپيوندد و در نقطه ورود آب رودخانه گرگان به درياي خزر، در محلي كه بعداً به نام او (خوجهنفس) مرسوم ميشود، سكونت اختيار ميكند. مسافرت خوجهنفس به آستاراخان و پطرزبورگ (14- 1713) خوجهنفس تاجر معروف تركمن، در سال 1713 همراه گروهي از تجار مانقيشلاق به آستاراخان ميرود و او آنجا با قيازي زامانوف ملاقات مينمايد و به او اطلاع ميدهد كه قصد دارد براي مشاوره در باب موضوعي مهم به حضور امپراطور روسيه، پطر اول برسد. زامانوف كه منافع خود را در همدستي با خوجهنفس ميديد او را به سنتپطرزبورگ ميبرد و موفق ميشود كه با كمك آ. بكوويچ چركاسكي، كه يكي از نزديكان امپراطور بوده، ملاقات خوجهنفس با امپراطور ترتيب داده شود. پطراول، خوجهنفس را در بهار سال 1714 به حضور ميپذيرد. دراين ديدار خوجهنفس اطلاع ميدهد كه در خانات بخارا، در طول آمودريا، از ماسه طلا بدست ميآيد و نيز خبر ميدهد كه آمودريا در گذشته به درياي خزر ميريخته است و خانهاي خيوه به سبب واهمهاي كه از روسيه داشتهاند، مسير آنرا بسوي درياي آرال تغيير دادهاند. دراين ملاقات خوجهنفس از پطراول درخواست مينمايد كه آمودريا به مسير قبلي، يعني به اوزبويون گردانده شود. اگر اين پيشنهاد عملي شود، او آگاه نموده است كه نهايت همكاري لازم را دراين زمينه خواهد كرد تا آمودريا در مسير اوزبويون جريان يابد. پيشنهاد خوجهنفس، در خصوص محل استخراج طلا از سوي ايلچي عاشير كه همراه قييازيگاگازين فرماندار سيبري به خيوه آمده است، تاييد ميشود. همه اينها موجب دلگرمي پطر اول ميشود، زيرا او در گذشته نيز در باره تجارت دريائي با هندوستان و گشايش راههاي آن سعي نموده بود. خوجهنفس، هنوز در پطرزبورگ بود كه در 29 ماه مه سال 1714 پطر اول طي صدور فرماني كه براي آگاهي از مسائل سواحل شرقي درياي خزر و نيز جمعآوري اطلاعات در باره آمودريا و خيوه و بخارا تشكيل هيئتي تحت مسئوليت آ.بكوويچ چراواسكي را خواستار شده است. از آن پس سرنوشت خوجهنفس با سرنوشت آ. بكوويچ چركاسكي و با هيئت او گره ميخورد. او از پطرزبورگ به آستاراخان بازگشت ميكند. او در سه هيئت عضويت مييابد. خوجهنفس همراه نمايندگان بگوويچ چرليسكي جريان آب در غرب آمودريا را بررسي ميكند و مسير سابق آنرا نشان ميدهد، بعد به كراسنوودسك باز ميگردد و تحت نظر بكوويچ چرلي انجام وظيفه ميكند. خوجهنفس و اطرافيان او براي موفقيت هيئت بگوويچ چرلي نهايت همكاري لازم را معمول مينمايند. آنان راه نشان ميدهند و در تامين وسايل نقليه تشريك مساعي ميكنند. بكوويچچرلي، در يكي از نامههاي خود به پطر اول درباره استقبال تركمنها از خود و از همكاري بيدريغ آنان سخن گفته است. در سال 1717 خوجهنفس در هيئت نظامي، سياسي بكوويچ چرلي كه از گورهيو بسوي خيوه رهسپار شده، بطرز فعالي مشاركت مينمايد. شيرقاضي، حاكم خيوه به كرات تقاضاي استرداد خوجهنفس را از بكوويچچرلي ميكند تا به جرم همكاري با روسها و راهنمايي آنان، خوجهنفس را در ملاء عام اعدام نمايد. اما بكوويچ چرلي دستور ميدهد تا خوجهنفس را لاي ابزار و ملزومات و محموله ارابهها پنهان نمايند و مخفي سازند، بدين ترتيب هنگاميكه به حيله و مكر شيرقاضيخان، بكوويچ چرلي و هيئت همراه به هلاكت ميرسند، خوجهنفس جان سالم بدر ميبرد. ارابه محل اختفاي خوجهنفس به غنيمت يكي از غلامان تركمن خان خيوه، بنام آقامحمد در ميآيد و با كمك و ياري او از مرگ نجات مييابد. آن روز خوجهنفس بچشم خود ميبيند كه سر بكوويچچرلي و همراهان او از تن جدا شدهاست. پس از اينكه خوجهنفس به روستاي خود مراجعت مينمايد به مركز نظامي روسها مستقر در دويپ قاراقان گزارش ماواقع را ميدهد، سپس او را به آستارخان ميبرند و تحت بازجوئي قرار ميدهند. از آستاراخان به قازان ميبرند و آنجا فرماندار سالتيكوف شخصاً او را بازجويي ميكند. پس از آن نام خوجهنفس در منابع تاريخي مشاهد نميشود. او نه آن است كه بيمقدمه وارد تاريخ شده باشد، بلكه او بنام نماينده معتبر خلق خود و براي اظهار بهترين آرزوها و تحنيات قلبي آنان به آستاراخان و پطرز بورگ رفته بود. او به پطر اول پيشنهاد مينمايد كه يكي از موضوعات مهم قوم تركمن كه همواره در طول اعصار و قرون آنرا پيگيري نمودهاند، يعني اتصال آمودريا به بحر خزر را بمرحله اجراء درآورد و براي تحقق اين آرزوي اساسي و مهم براي نخستين بار در مقياس دولتي اقداماتي را به انجام ميرساند، پس از اينكه خوجهنفس در آستاراخان و پطرزبورگ آغازگر اينگونه كارهاي بس مهم ميشود، روابط روس، تركمن بنحو چشمگيري توسعه مييابد. منبع : از مجموعه كتابهاي 12 جلدي دائرهالمعارف روس- تركمن، جلد نهم، صفحه 441 |
| تاريخ ثبت : يكشنبه 18 مهر 1389 - 18/7/1389 - 10/10/2010 کد : 1258490341 بازديد : 492 مرتبه |
مطالب مرتبط :
اطلاعات تاریخی اصفهان
ميبد در متون تاريخي
تقويم در تاريخ باستان
تاريخ لشکرکشي هاي داريوش اول هخامنشي (داريوش بزرگ)
ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎی ﺳﯿﺴﺘﻢ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ
(GIS) سيستم اطلاعات جغرافيايي چیست؟
ماهواره ي مصنوعي چيست؟
GIS چیست؟
آشنایی با تب خونریزی دهنده کریمه - کنگو
راههای پیشگیری از بروز بیماری لثه
راههاي پيشگيري از بيماري اسهال
بيماري "آنفلوآنزاي خوکي " چيست و راههاي جلوگيري از آن کدامند؟

| تعداد | نام كالا | قيمت | D |
|---|
![]() ![]() ![]() |